خرید برای بعضی آدمها مخصوصا خانمها به نوعی تفریح محسوب می شود و آنها را از بی حوصلگی و خستگی روزمره در می آورد.گرچه خرید کردن یک امر عادی در زندگی امروزی است اما در مواردی تبدیل به یک اختلال روانی می شود و نیازمند درمان است.
اختلال خرید وسواسی “Compulsive buying disorder” نوعی اختلال است که مشخصه آن وسواس در رفتار خرید است که نتایج منفیای در پی دارد. رفتار مبتلایان به این اختلال بسیار شبیه به رفتار معتادین به مواد_مخدر است، یعنی این افراد برای کاهش حس منفی تنش و اضطرابی که دارند به خرید کردن پناه می برند و با این عمل برای مدت بسیار کوتاهی با ترشح دوپامین و اندروفین در مغز به انرژی و آرامش دست می یابند اما دیری نمی پاید که از خریدی که کرده اند نادم و پشیمان می شوند ولی با این وجود نمی توانند در موقعیت نزدیک بعدی، در برابر احساس اجبار به پول خرج کردن مقاومت کنند و باز هم اقدام به خرید غیر ضروری می کنند و این دخل و خرج نامتناسب، آنها را با مشکلات مالی جدی مواجه خواهد کرد.
-خرید وسواسی حالتی است که در حدود یک تا شش درصد جمعیت کلی را در بر می گیرد و بیشتر در زنان مشاهده می شود.
-در این ناراحتی، افراد مبتلا هیچ هدفی دیگر از خرید از جمله جلب توجه ،یا تنوع طلبی و برطرف کردن یک مشکل اساسی ندارند.
– آنها معمولا چندین کارت اعتباری دارند و خرید می کنند. اکثرا مشکلات مالی دارند و دچار ورشکستگی می شوند. معمولا یک بدهی چند میلیون تومانی دارند.
-آنها ناگهان تمایل زیادی به خرید دارند و با آنکه سعی در جلوگیری ناموفق از آن دارند ،خرید وسواس گونه دارند و هیچ نیازی به کالایی که می خرند، ندارند. آنها به طور وسواسی به یک کالا مثل لباس یا اجناس تزیینی، وسایل آرایشی و… علاقه پیدا می کنند.
-از آنجا که بیشترین مبتلایان، زن هستند، به خرید لباس و وسایل تزیینی علاقه زیادی دارند؛ مثلا ممکن است به علت علاقه به یک رنگ، ده ها نوع لباس یا مثلا کیف بخرند و هیچ کدام را هم استفاده نکنند.
برای تشخیص این اختلال از سه نشانهٔ اصلی استفاده میشود:
1-مشغولیت بیش از اندازه به خرید.
2-پریشانی و آشفتگی به دنبال خرید اجباری.
3-وسواس خرید به دورههای افراط و تفریط محدود نشود.
مطالعات، علت آن را عزت نفس پایین، اضطراب و نیاز به کاهش استرس دانسته اند.همچنین این ناراحتی می تواند توأم با سایر اختلالات کنترل تکانه مثل جنون دزدی و اختلالات خلقی و وسواس باشد. شروع این اختلال معمولا از ۱۸سالگی است. با این حال مبتلایان تا دهه سوم یا چهارم یعنی زمانی که دچار مشکلات مالی جدی می شوند، در پی درمان برنمی آیند.
تفاوت خانمها و آقایان در خرید
یکی از تفاوتها میان آقایان و بانوان در نگرش آنها نسبت به رویدادهاست. اغلب مردان، کل نگر و عموم زنان ،جزئینگر هستند. وقتی آقا و خانم میخواهند برای خرید چیزی تصمیم بگیرند، آقا کل موقعیت و ملزومات آن را در نظر میگیرد، اما خانم به پارهای از جزئیات توجه میکند. مثلاً ممکن است آقا به قیمت بالا، میزان نیازمندی به آن محصول و حتی اختصاص بخشی از پول خانواده به خرید محصولات ضروریتر بیندیشد، اما خانم فقط به خرید همان محصولی که پیش چشم دارد و به هماهنگی آن با چیدمان خانه و سایر جزئیات آن مانند رنگ، طرح و سال ساخت دقت میکند و از این رو در لحظه تصمیمگیری برای خرید نمیتواند ارزیابی کاملی از پیامدهای خرید داشته باشد و در نتیجه به آقا فشار میآورد که آن محصول را خریداری کند.
از یک طرف شاید این نوعی تقسیم کار، در نقش جنسیتی باشد که چون خانمها جزئینگر و با سلیقهترند، مسؤولیت خریدهایی که فراوانی بیشتری دارند، با خانمهاست. اما برخی از افراد ،مبتلا به وسواس خرید کردن هستند. در واقع این افراد خود را مجبور به خرید کردن میبینند. آنان با خریدن احساس آرامش میکنند، اما این آرامش موقت است و این چرخه حال بد -خریدن، از طریق آرامش موقت، ادامه مییابد. این وضعیت با گذشت زمان وخیم تر هم خواهد شد.
از طرف دیگر آگاهی از تفاوت میان «داشتن» و «بودن» بسیار روشنگر است. برخی افراد فقط میخواهند داشته باشند. میخواهند هر چیزی را بخرند و نگهداری کنند و صاحب و مالک آن بشوند که این معضل به طور کلی گریبانگیر انسان امروزی است. امروزه بسیاری از افراد بیشتر از تولید کردن مصرف میکنند. چرا این طور است؟
باید گفت، در واقع اصالت با «بودن» است و یک شخصیت رشد یافته به دنبال «بودن» است. «بودن» یعنی فرد تمام ظرفیتهای وجودی خودش را شکوفا کند و همان چیزی باشد که باید باشد. بعضی از افراد برای رسیدن به این سطح از بالندگی دچار مشکلاتی هستند و از این رو به وسیله پیوست اشیا به خودشان (از طریق خرید آنها) در پی جبران این کمبود بر میآیند و چون «داشتن» متفاوت از «بودن» است، از طریق خریدن و داشتن، هیچ وقت رضایت خاطر واقعی حاصل نخواهند کرد و در صورت تداوم این فرایند، دچار ملال و کسالت خواهند شد.
به هر حال اگر خرید کردن اجباری، افراطی و اشتباه باشد، درست است که با هدف کسب آرامش انجام میشود، اما آن آرامش دوامی نخواهد داشت و با ورود محصول دیگری به بازار، فرد براحتی برآشفته خواهد شد. همچنین اگرچه خرید وسواسی در میان خانمها به مراتب بیشتر از آقایان است ولی مشکل اینجاست که تعداد خریدهای وسواسی به شدت در حال افزایش است. بعضی از کارشناسان تخمین میزنند که حدود 25 درصد از جمعیت کشورهای جهان سوم ،خرید وسواسی انجام میدهند. علت افزایش این نوع خرید تحریک بعضی از شرکتها و بازاریابان است.
چند راهکار درمانی:
۱ – به هیچ وجه در فردی که این کار را انجام می دهد، نباید احساس گناه به وجود آورد و او را مقصر دانست بلکه باید به آرامی سعی در تغییر دیدگاه او کرد.
اجناس خریداری شده فرد را جمع کنید و مقابلش قرار دهید و درباره خریدهایی که کرده از او پاسخ بخواهید.اگر ماهانه به او پول می دهید، پول را روزانه یا هفتگی در اختیارش بگذارید زیرا دادن پول زیاد باعث می شود یک باره کالاهای غیرضروری اش را تهیه کند. وقتی به خرید می رود، حتما یک نفر از قبیل خواهر یا مادر و… را همراهش بفرستید تا لااقل آنها بتوانند مدیریت خرید را به دست گیرند. گرچه افرادی که وسواس خرید دارند، اغلب سعی می کنند تنها به خرید بروند.
۲ – باید به فرد مبتلا آموخت که رفتار اعتیادآمیز خود را با دقت زیرنظر بگیرد. مثلا به او بگویید: جدولی تهیه کنید و در آن تاریخ، دفعات انجام این رفتارها، مدت زمان صرف شده در هر بار، مقدار پولی که خرج کرده اید، احساسی که داشته اید، افرادی که در این رفتار با شما همراهی کرده اند و هر چیز دیگری را که فکر می کنید مرتبط است، ثبت کنید. هرچند روز یک بار جدول را مرور کنید و در آن به دنبال کشف الگو باشید.
مثلا ممکن است بتوانید بفهمید در چه ساعت هایی از روز بیشتر احتمال دارد او به رفتار اعتیادآمیز روی بیاورد یا چه احساسات، افراد یا مکان هایی بیشتر او را به سمت آن رفتار سوق می دهند. سپس به او آموزش دهید که تا آنجا که ممکن است در مقابل خرید وسواسی مقاومت و اضطراب به وجود آمده را تحمل کند. این کار به تسلط آنها بر رفتارشان بسیار موثر است.
۳ – برای تغییر الگوهایی که در جدول فرد کشف کرده اید، گام های سازنده بردارید. سعی کنید فعالیت جایگزینی برای او پیدا کنید تا وقتی میل پرداختن به رفتار اعتیادآمیز به سراغش آمد، حواس خودش را متوجه آن فعالیت جایگزین کند. باید سعی کنید فرد از شرایط و مکان هایی که رفتار اعتیادآمیزش را تحریک می کند، دور بماند.
در نهایت باید این را بدانید که این حالت یا علامت ممکن است ناشی از یک بیماری اعصاب و روان تشخیص داده نشده باشد (از جمله اختلال وسواسی یا اضطرابی یا اختلال دوقطبی یا حتی شدیدتر… .) و فرد باید از این لحاظ مورد بررسی دقیق روانپزشکی و روان شناسی قرار گیرد. همچنین این اختلال مانند سایر موارد وسواس احتیاج به درمان دارد و این درمان بسته به شدت مشکلات حاصله به روش دارویی و یا روان درمانی امکان پذیر است.تحقیقات انجام شده نشان میدهد بهترین درمان ممکن برای اختلال وسواس خرید، از راه درمان شناختی-رفتاری است. این تحقیقات پیشنهاد میکند برای شروع درمان، ابتدا اختلالات همزمان فرد مبتلا -برای مثال افسردگی- یافت شود. سپس به کمک دارودرمانی مناسب ،با این اختلالات مقابله شود.
دکتر مهناز مرامی متخصص روان شناسی و مدرس دانشگاه
دارای پروانه فعالیت از نظام روان شناسی 2488
نشانی: رشت، چهارراه گلسار، روبروی مجتمع پزشکان دانا، ساختمان نادری، طبقه سوم
تلفن 01332131908 وبسایت mahnazmarami.ir
این مقاله در مجله هدیه مهر به چاپ رسیده است
www.mehrinstitute.org مجلة سراسری هدیة مهر، دوماهنامة پزشکی