تعارضات زناشویی

تعارضات زناشویی

تعارضات زناشویی را بشناسیم

ازدواج رکن خانواده است و سلامتی ازدواج، سلامتی خانواده را رقم می‌زند.معمولاً در حدود 95% از مردم در طول زندگی خود اقدام به ازدواج  و تشکیل خانواده می‌کنند که این امر می‌تواند با رضایتمندی و خوشبختی و یا با ناهمگونی و مشکلات دیگر همراه باشد.زیر بنای ازدواج بر اساس یک عطش و خواست طبیعی انجام می‌گیرد. افرادی که به ازدواج پشت می‌کنند ناخودآگاه با فطرت و طبیعت خود به جنگ برخاسته اند، در نتیجه چون برخلاف فطرت حرکت می‌کنند، به دشواری و مشکلات فراوانی برخورد خواهند کرد، زیرا تمایلات فطری بطور طبیعی باید ارضاء شوند در غیر این صورت عامل پیدایش ناراحتی و تشویش خواهند بود. پس بهترین پاسخ برای تمایلات فطری همان پاسخگویی بطور طبیعی است و در امر مسایل جنسی جز ازدواج کردن راهی بطور معقول و مناسب وجود ندارد.

مطالعات مختلف نشان می‌دهد که در بعضی از دوره های زندگی رضایت از زناشویی رو به کاهش می‌گذارد. بطور مثال بعد از تولد اولین  فرزند وبعد از به سن بلوغ رسیدن نوجوانان و همچنین در هنگامی‌ که فرزندان منزل را ترک می‌کنند.در فرآیند تکوین خانواده گاهی تغییراتی بوجود می‌آید که می‌تواند با تعارض توأم باشد.به عبارت دیگر در چرخه زندگی، افراد ازدواج می‌کنند، بچه دار می‌شوند. کودکان رشد می‌کنند، روابط عمیقتر و گاهی سطحی می‌شود و این وقایع را هر کسی می‌فهمد و می‌پذیرد. این تغییرات بعضی  مواقع باعث اختلاف می‌شود اما در مقایسه با تغییرات سریع، کمتر باعث گسیختگی رابطه می‌شوند. برای بسیاری از افراد تغییر دادن خود جهت انطباق با تغییر ایجاد شده مشکل می‌باشد. مقاومت آنها در برابر تغییر، ایجاد تعارض می‌کند. درواقع تغییر نشانه زندگی و تغییر نکردن نشانه ای از عدم حیات و مرگ می‌باشد.

تعریف تعارضات زناشویی

تعارض پدیده ای است که همراه با عشق و به موازات آن در ارتباطات زناشویی بوجود می‌آید، به همزیستی خود در کنار آن ادامه می‌دهد و گاهی همچون سرطان تمامی رابطه را فرا می‌گیرد. در تمام دورانهای تاریخ بشر، تعارض بین مرد و زن مشهود است. از همان ابتدا درگیری و کشمکش آدم و حوا بر سرخوردن میوه معرفت نشانگر اجتناب ناپذیر بودن تعارض است.تعارض وقتی ایجاد می‌شود که اعمال یکی از طرفین با اعمال طرف مقابل تداخل کند. نظریه تعارض مطرح می‌کند که برای دو نفری که محصول تجارب مختلفی هستند، غیر ممکن است تعارضی در رابطه با هم نداشته باشند. در حقیقت هر ازدواجی لحظه به لحظه تعارض را به همراه دارد و اکثر زوجها روشهایی را برای حل آنها به کار می‌برند و از طریق حل همین مخالفت ها رشد رابطه پیش می‌آید.. تعارض وقتی منجر به حالت تدافعی،لجاجت و کناره گیری شود، می‌تواند صدمه ای را به رابطه وارد کند.

خصوصیات رفتارهای منفی زوج های دچار آشفتگی عبارتند از :

رفتارهای کلامی منفی :

 انتقاد کردن، خوار و خفیف کردن، سرزنش کردن، به کاربردن جملات خصمانه و پرخاشگرانه،نارضایتی در محتوای ارتباط، دلیل تراشی، توجیه کردن و شکایت کردن از رفتارهای کلامی.

رفتارهای غیرکلامی منفی:

میزان توافق این گونه زوجها، در مقایسه با زوجهای فاقد آشفتگی و پریشانی بسیار کمتر است. همچنین میزان ارایه راه حل ها، نشان دادن همدلی، شوخ طبعی و عواطف مثبت، در روابط زوج های دارای پریشانی کمتر است

منابع تعارض را در سه مقوله کلی به این شرح طبقه بندی کرده اند:

رفتارهای خاص:

 برخی از تعارضات ناشی از رفتارهای خاص یکی از طرفین رابطه است. زیرا رفتار یکی می‌تواند برای دیگران گران تمام شود یا مزاحم انجام فعالیت مطلوب گردد.

هنجارها و نقشها :

 برخی از تعارضات ناشی از حضور مسائل کلی تر درباره حقوق و مسئولیتهای زن و شوهر  در یک رابطه است. این نوع از تعارضات ناشی از نادیده گرفتن برخی از توافقهای صورت گرفته و شکست در انجام قرارهای اعلام شده همسران برای سبک خاصی از زیستن است.

گرایشات شخصی:

 همسران با توجه به رفتار یکدیگر اسنادهای خاص راجع به اهداف و نگرشهای شریک خود  در نظر می‌گیرند و بر پایه این اسنادها با همسر خود رفتار می‌کنند.

این سه نوع تعارض بازتاب این حقیقت است که افراد در سه سطح به هم بستگی دارند. در سطح رفتاری دارای مشکلات ناشی از هماهنگ ساختن رفتارهای خاص یکدیگرند. در سطح هنجاری، مشکلات ناشی از قوانین مذاکره (به توافق رسیدن) و نقشهای موجود در رابطه هستند. در سطح گرایشی درباره شخصیت و اهداف یکدیگر به توافق دست نمی‌یابند.تعارض می‌تواند به رشد رابطه کمک کند و یا به آن آسیب برساند. این امر بسته به این است که تعارض چگونه حل و فصل شود. تعارض می‌تواند موقعیتی برای روشن سازی وتفسیر انتظارات دربارۀ رابطه و مفاهیم خود وشریک زندگی برای هر یک از طرفین فراهم کند. تعارضات میان همسران به آنها اجازه می‌دهد، وابستگی خود و شریک زندگی خود را در رابطه آزموده و عمق احساسات آنان را نسبت به یکدیگر کشف کرده و کوششهایشان را برای ایجاد یک رابطه رضایتمند تجدید نمایند. از سوی دیگر از آنجا که تعارضات، هیجانات قوی را برانگیخته می‌کند، ممکن است بهترین زمینه برای مشکل گشایی سازنده نباشد

 انواع تعارضات زناشویی

تعارضات سازنده،

مباحثاتی هستند که در آنها صحبت در مورد مشکلات منجر به یک درک کاملتر به منظور مصالحه، توافق یا حل مشکل می‌شود. این تعارضات هیجانات منفی را کاهش می‌دهد، احترام و اعتماد ایجاد کرده و باعث می‌شود زوجین در کنار یکدیگر قرار گیرند و همدیگر را درک کنند. درواقع آنها در یک جو اعتماد و دوستی قرار می‌گیرند که درآن مخالفتهای مشروع مورد بحث قرار می‌گیرد و این امر مستلزم یک سطح پائینی از پاسخهای کلامی منفی می‌باشد.

تعارضات مخرب،

مباحثاتی هستند که شخص مقابل را بیشتر از مشکل مربوطه درگیر می‌کند. این تعارضات شرمندگی، تحقیر، تنفر، اهانت و یا حتی تنبیه را ایجاد می‌کند. این تعارضات به منظور تحت تأثیر قرار دادن و ایجاد ایده های منفی نسبت به طرف مقابل صورت می‌گیرد. تعارضات مخرب با عدم ارتباط واقعی، شک و تردید مشخص می‌شود و گاهی بر پایه استراتژیهای فردی باعث ایجاد زمینه تهدید و اضطراب می‌باشد. بحث ها خیلی حاشیه دار می‌شود و نهایتاً تعارضات مخرب منجر به رنجش و خصومت نسبت به شخص مخاطب، کاهش اعتماد و اطمینان و همکاری می‌شود.

مراحل رشد تعارض زناشویی

مرحله یک:

این مرحله درجه پائینی از تعارض می‌باشد که معمولاً در زوجهایی بوجود می‌آید که تازه باهم ازدواج کرده اند یا مدت کوتاهی است که با هم زندگی می‌کنند. تعارض معمولاً بیش از 6 ماه طول نمی‌کشد و تنش هم ایجاد نمی‌کند، اکثر این زوجین به رویکردهای روانشناختی آموزشی در درمان پاسخ می‌دهند. آنها بدون ابراز خشم قادر به تطابق و برون سازی اطلاعات در ایجاد تغییر هستند.

مرحله دو :

زوجین بطور معمول تعارض مزمن را بیشتراز 6 ماه تجربه کرده اند، ارتباط بین همسران باز بوده، اما نارضایتی خود را ابراز می‌کنند. با وجود این سرزنش و مثلث سازی افزایش پیدا می‌کند. زوجین به گذراندن زندگی با هم ادامه می‌دهند، خوش هستند، اما رنجش آنها آشکار می‌باشد.بعنوان یک پاسخ به تنش، زوجین ممکن است مدلهایی از جدایی – پیوند، یادآوری- مسامحه یا فرزند ولی گونه را نشان دهند. درمان  در این مرحله متمرکز بر کاهش اضطراب و تنش، همچنین تثبیت دوباره تمرکز بر خود می‌باشد.

مرحله سه:

زوجین در این مرحله تعارض شدیدی نشان می‌دهند که حدوداً بیش از 6 ماه با دوره هایی از تنش و اضطراب ایجاد می‌شود. سرزنش کردن به اندازه قطبیت درتنازع قدرت دیده می‌شود. خشم و کنترل، بحث های مقدماتی هستند و ممکن است بطور موقتی با افزایش مثلث سازیها منحرف شود. تلاش برای کاهش تعارض گاهی وقتها ممکن است خیلی استرس زا باشد. ارتباط بسته و درجه رو راستی پائین است. درمان در این مرحله بر کاهش قطبیت و واکنشهای هیجانی، همچنین ایجاد باور و اعتماد تأکید دارد. این فرآیند احتیاج به این دارد که هر صحبت مخرب کنار گذاشته شود، تا زوجین سرزنش را کاهش داده و از حل مسئله در روابطشان استفاده کنند.

مرحله چهار:

زوجین در این مرحله تا حدودی، همه ابعاد تنش در روابط را دارند. ارتباط ضعیف، تقاضای قدرت و سرزنش بالاست. انتقاد گری زیاد، خود افشاگری وجود ندارد. مثلث سازی مشاهده می‌شود. به دلیل خشم بالای زوجین رابطه درمانی نشان داده نمی‌شود. همچنین فرآیند درمان ممکن است متمرکز بر مذاکره، مباحث فرزند ولی گونه یا واکنش همسر به فرآیند طلاق باشد.

نظریه های مرتبط با تعارضات زناشویی

 – رویکرد روان پویشی

این رویکرد با تاکید بر گذشته فرد و تعارض درون روانی فرد که به روابط جاری خانواده آورده شده است، بدنبال تغییر و حل تعارض درون روانی فرد جهت حل تعارض آسیب زایی خانوادگی استاین دیدگاه عموماً بر پایه یک مدل روان تحلیلی بنا شده است و به همان میزان که به سوابق و تجارب فرد اهمیت می‌دهد، به خانواده نیز به عنوان یک واحد مهم نگاه می‌کند. در این دیدگاه توجه به این نکته مهم است که افراد خانواده هنوز تا چه حد درگیر گذشته خود هستند. فی المثل در این دیدگاه، کدورت بین زن و شوهر در ارتباط است با شدت درون فکنی‌های[1]‌  بیمار گونه ای که هر یک وارد رابطه ازدواجی خود کرده اند.نظریه روابط شئ خصوصاً برای درمان روابط زناشویی به کار گرفته شده است و تاکید بر روابط شئ و گذشته فرد در خانواده اش و رابطه آن با ارتباط زناشویی حال حاضر وی دارد. روابط شئ پیوند های عاطفی بین دو فرد است. رسیدن به سلامتی در بزرگسالی مستلزم جدایی فرد از روابط شئ دوران کودکی است. این فرایند جدایی و فردیت یافتن[1]، از دوران کودکی شروع می‌شود و در طی دوران نوجوانی شکل می‌گیردوقتی این فرایند انجام نمی‌شود، یا به طور ناقص به وقوع می‌پیوندد، فرد با احساس خویشتن صدمه دیده به بزرگسالی پای می‌گذارد. چنین فردی الگویی از وابستگی به دیگران دارد و همیشه در انتظار این است که دیگران به او بگویند چه کارکند، چگونه آن را انجام دهد و حتی دیگران احساسات او را تعیین و بیان کنند. این فرآیند بر انتخاب همسر و روابط زناشویی تاثیر دارد

 –  رویکرد رفتار گرایی

به اعتقاد رفتار گرایان، فرد کششهایی دارد که او را در جهت مشخصی سوق می‌دهند. این کششها در آغاز جنبه فیزیولوژیک دارند، اما از طریق یادگیری اجتماعی سلسله مراتب وسیعی از انگیزه های ثانوی حاصل می‌شود و این کششها و انگیزه ها فرد را در جهت هدفها سوق می‌دهند. فرد از یادگیریهای گذشته به انتظاراتی دست می‌یابد. بدین معنی که اگر هدفی را به شیوه معینی تعقیب کند، بالاخره آن را به دست خواهد آورد. انسان تحت تاثیر کششها و انگیزه های خود تعامل خاصی با محیط و اطرافیان برقرار می‌کند و از این طریق بر وسعت یادگیریها و رشد شخصیت خویش می‌افزاید. لازم به ذکر است که در بررسی تعارضات زناشویی از دید رفتارگرایان، یادگیریهای فرد در دوران زندگی او و عواملی که منجر به شرطی شدن او شده مورد توجه قرار می‌گیرد.

 –  رویکرد شناختی – رفتاری

این دیدگاه بر شناخت ها ورفتارهای بین فردی ایجاد کننده مشکلات زناشویی و چگونگی تاثیر متقابل شناخت و رفتار زوجین در ایجاد این مشکلات استواراست. بنابراین تاکید بر این است که چگونه زوج رفتار یکدیگر را تعبیر می‌کنند، چگونه فرآیند های شناختی فرد همانند فیلتر، رفتار همسر را از طریق علت یابی و معنا دهی ارزیابی می‌کند و در نهایت چگونه رفتارهای آینده همسر را پیش بینی می‌کند

 براساس این برداشتها زن و شوهر، بدون بررسی، دست به قضاوت می‌زنند: او خودخواه است، هیچ وقت نمی‌تواند مرا درک کند، و… زن و شوهر بی آنکه متوجه سوء تفاهم باشند، گناه را به خود خواهی یا بی نزاکتی همسر خود نسبت می‌دهند و متوجه نیستند برداشت اشتباهی که از همسرشان دارند، علت اصلی گرفتاری آنهاست. حتی همسرانی که یکدیگر را دوست دارند ممکن است تحت تاثیر این سوء تفاهمات با هم اختلاف پیدا کنند و یکدیگر را بیازارند.پس از آن هر دو احساس می‌کنند دارند چیزی را از دست می‌دهند یا تهدیدی متوجه آنهاست و در نتیجه هیجانهایی مثل افسردگی، اندوه یا عصبانیت و خشم را تجربه می‌کنند.پیامد این هیجان بروز رفتارها و واکنش های تهاجمی نسبت به طرف مقابل یا بیشتر فاصله گرفتن از همسر است. در این موقعیت فردی که مورد حمله قرار گرفته خود را مستوجب مجازات نمی‌داند و در مقام تلافی حمله را با حمله پاسخ می‌دهد و یا به سهم خود بیشتر فاصله می‌گیرد وتبادلات رفتاری بیزار کننده افزایش می‌یابد.

 –  رویکرد سیستمی

در دید سیستمی، هر عضوی وابسته به محیط خود وسایر عناصر سیستمی است که خود جزئی  ازآن است. دراین دید باید هر چیزی را برحسب رابطه اش با سایر چیزها تعریف کرد.فرضیه سیستمی دقیقاً به منظور توضیح ارتباطات میان اعضای یک واحد اجتماعی مانند خانواده گسترش یافته است و تاکید این سیستم بر وابستگی متقابل درمیان اعضای خانواده یا گروههای اجتماعی دیگر می‌باشد.

مرزهای “درون خانواده”  باید واضح  و مشخص باشد. وجود” مرزهای نامشخص” و یا”مرزهای خشک “و نامنعطف نشانه وجود آسیب و اختلال در سیستم خانواده است. خانواده ای که مرزهای درونی آن نامشخص باشد یک “خانواده به هم تنیده” است. در چنین خانواده ای مشخص نیست که حریم یک فرد یا زیر منظومه کجاست. در چنین سیستمی کوچکترین رفتار یک عضو خانواده واکنش فوری سایر اعضای خانواده را به دنبال دارد. به علت عدم تمایز، افراد از” استقلال” کافی برای حصول فردیت برخوردار نیستند. در مقابل “خانواده گسسته “قرار دارد. در چنین خانواده ای اعضاء از فقدان احساس” تعلق” و وفاداری رنج می‌برند. سیستم در مقابل کنش اعضای خود یا واکنش نشان نمی‌دهد و یا واکنش مختصری بروز می‌دهد.

در هر دو گونه فوق، یعنی خانواده های بهم تنیده و خانواده های گسسته، احتمال زمینه های آسیب وجود دارد. “خانواده بهنجار” خانواده ای است که مرزهای آن نه خشک و نا منعطف است ونه نامشخص و مبهم. در عین این که مرزهای آن واضح است، از انعطاف کافی هم برخوردار است. یکی از نقشهای مهم درمانگر، ایجاد مرز، تصریح یا مشخص نمودن مرزهای نامشخص و ایجاد نرمش در مرزهای خشک است.سیستم خانواده وظایفی دارد که از طریق زیر منظومه های خانواده تفکیک و اجرا می‌شود. زیر منظومه را اعضای خانواده تشکیل می‌دهند.اولین زیر منظومه “زیر منظومه زن و شوهر” است. زن وشوهر هر کدام با ارزشها و انتظارات متفاوت، وارد زندگی مشترک می‌شوند. این دو فرآیندی تطابقی را طی می کنند  تا به زندگی مشترک برسند وگاهی بحران در همین فرایند است که طلاق را در همان آغاز زندگی مطرح می‌سازد. این زیر منظومه باید به یک الگوی مراوده ای مناسب و مبتنی بر تفکیک تکالیف ، دست یابد که مهارتهای اصلی آن عبارت است از مکملیت و انطباق متقابل، یعنی زن وشوهر باید الگوهایی بوجود آورند که در آن هر کدام مرتبط با هم و مکمل یکدیگر باشند

راه حلهای پیشنهادی

متخصصین مسائل زناشویی معتقدند که تحت شرایط مناسب، درگیریها می‌توانند نقش سازنده ای داشته باشند و موجب نزدیکتر شدن طرفین به یکدیگر شوند. روانشناسان چند پیشنهاد را که می‌تواند درگیریها و جنگ و ستیز را سازنده نماید به قرار ذیل مطرح نموده اند:

– زوجین بایستی شکایتهای خود را مشخص کنند و از یکدیگر تغییر منطقی را که باعث بهتر شدن مسائل می‌شود، درخواست نمایند و در زمانی خاص محدود به یک موضوع شوند.

– آنها باید اطمینان داشته باشند که یکدیگر را تنها با تقاضا کردن[1] و دادن پسخوراند می‌فهمند. پس بهتر است در مورد احساسات خود و طرف مقابل راحت برخورد کنند و هرگز فکر نکنند که بدون گوش کردن دقیق به صحبتها می‌توانند به قصد و منظور یکدیگر پی ببرند.

– در روابط منصفانه برخورد کنند و به همدیگر نگویند که چه باید بدانند، احساس کنند، یا انجام دهند و از زدن برچسب یا قضاوتهای تند  خودداری نمایند.

– در اینجا و اکنون با مسائل برخورد کنند و با گله مندی های کهنه و شکایت های نامربوط مسائل را خرابتر نکنند.

– بهتر است غالباً صلح را در نظر بگیرند و بدانند که هیچ وقت در یک توافق صحیح یک برنده واحد وجود ندارد. سعی کنند با نقطه نظر طرف مقابل همدلی نشان دهند و در نظر داشته باشند که برای پیش رفتن فقط یک راه مناسب وجود ندارد.

متخصصین همچنین در خصوص حل تعارضات سه عنصر را لازم   می‌دانند:

–  توانایی و خواست حداقل یکی از طرفین برای گذشت.

–   توانایی برقرار کردن ارتباط با همدیگر وپذیرش انتظارات یکدیگر و اینکه انتظارت هم را بتوانند درک کنند.

–   فهمیدن و درک طرف مقابل وحمایت یکی از طرفین برای کمک در ایجاد تغییرات در رفتار و انتظارات خود

منابع:

 الیس، آلبرت. (1375). زوج درمانی، ترجمه جواد صالحی و امیر امین یزدی. تهران: انتشارات میثاق.

مینوچین، سالوادور. (1375). خانواده و خانواده درمانی، ترجمه باقر ثنائی، تهران: انتشارات امیر کبیر.

نوابی نژاد، شکوه. (1379). مشاورة ازدواج و خانواده درمانی. تهران: انتشارات  انجمن اولیاء و مربیان.

          Lasswell, T. & Lasswell, M. (1991). Marriage and family. 3th, Ed. California: wad Sworth, inc.

www.mehrinstitute.org          مجلة سراسری هدیة مهر، دوماهنامة پزشکی

اشتراک گذاری :

دیدگاه خود را بنویسید

خیابان بهشتی-رازی، کوچه ۱۱۰، پلاک ۱۹، مطب دکتر مهناز مرامی متخصص روان‌شناسی

گیلان، رشت

شماره تماس

۰۱۳-۳۳۴۴۲۵۷۶

ساعات مراجعات

شنبه تا چهارشنبه صبح و عصر. پنجشنبه‌ها عصر

رزرو نوبت

با شماره مطب تماس بگیرید.